رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

پایان 20 ماهگی

1392/11/8 20:21
نویسنده : رومینا
350 بازدید
اشتراک گذاری

بخند

لبخندت...........
دنیایم را تغییر می دهد
کافیست بخندی تاببینی
در سردترین فصل سال  
گل از گلم میشکفد
قلب



آمدی و با آمدنت معنی زندگی را شناختیم،معنی "عشق و محبت"... با آمدنت خدا را شناختیم و با تمام وجود حس کردیم که دوستمان دارد؛زیرا نعمتی چون تورا به ما ارزانی داشته. روزهایمان طلایی اند با حضور تو. رادوینم اغاز بیست  یک ماهگیت مبارک 

 

 

رادوین نازم  چند روز هست که عاشق لاک شده  وقتی  که خودم شروع به لاک زدن میکنم  رادوین هم کنارم میشینه و  میگه برام لاک بزن و من هم زیاد رو این موضوع حساسیت نشون نمیدم . قلب دلیل  حساسیت نشون  ندادنم اینه که     رادوین حساس نشه .  چون اگه بخوام   بگم نه برات نمیزنم و تو پسری . احساس میکنه که   حالا لاک  چه چیزی هست قلب

تازهههههههههه  میگه برام طراحی هم بکن خنثی لاک طراحی رو نشونم  میده  میگه  برام بزن نیشخند

 

 

 

اراد و رادوین  . اراد جون رو چهارشنبه گذشته ختنه کردن   گریه

 

 

رادوین در حال شکلک دراوردن به اراد نیشخند

 

 

 

رادوین تو خونه راه میره و میگه مامان  بعد از چند ثانیه دوباره میگه بابا  وقتی هم میگم بله   چیزی نمیگه  بعد دوباره شروع میکنه میگه مامان  بعد بابا قلب

 همش بابا و مامان میگه و من هم کلی ذوق مرگ میشم قلب

 همش دوست داره که باهاش بازی کنم   یه لحظه که به کار خودم میرسم شاکی میشه و غرغر میکنه عصبانی  فکر کنم یه هم بازی نیاز دارهههههههههههههههخجالتنیشخند

امروز رادوین  نمکدونها رو برداشته بود و  داشت   رو زمین  می ریخت . و بعد شروع به دست زدن  میکرد تشویق  من هم تازه  خونه رو جارو  زده بودم  و  واقعا نمیدونستم چی کنم   . کل خونه شده بود  فقط نمک عصبانی  ولی اصلا به روی خودم نیاوردم . طبق نظر دکتر . این نمک ریختن براش یه ارزشی داره  فکر میکنه که چه کار نو ئی انجام داده و خودش رو تشویق میکنه . و احسان هم تو این  موضوع کمکم کرد  و گفت که  باید باهاش حرف بزنیم  و به رادوین گفت  پسرم   نمک ریختن تو اتاق  مناسب  نیست  و ظرفی جلوی دستش گذاشتیم تا دلش خواست  داخل ظرف نمک بازی کرد.  احسان جون  میگفت  یه وقت بهش نگی  چرا این کار و کردی ؟  چون اعتماد به نفسش  میاد پایین .ابروپسرم خیلیییییییییییییییی  منطقی هست  نیشخند

 

خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییی  دوستش دارم  قلبعاشق اون  لحظه ایی هستم  که بغلش میکنم  تا بهش شیر بدم و تو چشمام  فقط زل میزنه ونگاهم میکنه  تو نگاهش پر از عشقه  پر از مهربونی .قلب   اون لحظه  اشک تو چشمام پر میشه و و یه حس و حالی پیدا میکنم . قلب 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

عاطفه مامان ستیا
8 بهمن 92 17:49
وااااااااااا این آراد کوچولوئه؟؟؟؟؟؟؟ماشالا چه بزرگ شده چقدر نازههههههوای رومینا جون خیلی صبوری خداکنه یعنی دوست دارم که منم همینطوری باشم در آینده
رومینا
پاسخ
اه ماشالله خوب میخورهههههههههه شیر . خیلی شکموووووووووووو هست. اخه عزیزم جز صبوری راهی دیگه ایی نداریم
مامان ساتیار
8 بهمن 92 23:06
بیست ماهگیت مبــــــــــــــارک عزیزم..
رومینا
پاسخ
ممنون عزیزم
مهنوش
9 بهمن 92 11:20
چه پسرای گلی .....خدا حفظشون کنه بیست ماهگیت مبارک باشه رادوین کوچولوی عزیز
رومینا
پاسخ
مرسی مهنوش جون
مامان الیار
10 بهمن 92 14:15
مبارکه گلم مبارکه 20 ماهگیت مبارکه عزیزم
رومینا
پاسخ
هزار تا بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسس خاله جونم ممنون